تو را دوست دارم
با من بمان که هستیم به هستی توست
خسته نباشي نازم بزار بوست كنم خستگيت در بره نفسم بابكم گلم خونه رو برات مرتب كردم عشقم خودمم برات ناز كردم دوست داري گلم؟ چايي ميخوري يا قهوه؟ اخ چقدر دلم برات تنگ شده عزيز دلم چقدر دوست دارم چقدر تو مهربوني چقدر صدات قشنگه چقدر موهات قشنگ شده بلندش كردي عين اون روز شده كه تو اسكي عكس انداختي چقدر صورتت جذابه ميدوني وقتي بدنتو ميبينم توي لباس سفيده دلم برات ضعف ميره اخ بابكم من چقدر كنارت خوشبختم چقدر عاشق رفتارتم عاشق مرامتم ميدوني ميپرستمت وقتي ميبينمت با چشمام نوازشت ميكنم چقدر دوستداشتني هستي چقدر خندهات نازه بابكم وجودت برام مقدسه شنيدن صدات برام روياست من عاشقتم نازنينم بابكم ازت ممنونم خدايا ممنونم ازت بابكم مرسي كه بمن خوشبختي و ارامش ميدي ميبوسم لباي نازصورتيتو كه دلمو برده ميبوسم لپاي قشنگتو كه وقتي ميخنده چالش ميكشه منو ميبوسمت شونه هاي ناز مردونتو كه براي لمسش پرپر ميزنم ميبوسم دستاي مردونتو كه برام انقدر زحمت ميكشه حالا مي خوام سرمو بزارم روي سينه ستبرت كه عاشقشم ميخوام قشنگترين نواي دنيا رو بشنوم جان بتپ برام عشقمي جونمي ترانه زندگيمي بهانه بودنمي بابك ِ قشنگم ، با تو معنا گرفتم چقدر دلم بيتابته چقدر دوست دارم نازت ميكنم سرتو بزار روي سينم بخواب گلم ديشب نذاشتم بخوابي تو بغلم چشماي نازتو ببند اروم بخواب من تا بيدار شي ميبوسمت و نازت ميكنم بخواب عشقم بخواب شاهزاده ي من بهار تا هميشه عاشقته ، كنارته بوس سلام عشقم چقدر دلم براي نگاهت تنگ شده اول بوس از ته ريشات كه عااااااااااااشقشم دوم بوس از لبات كه ميميررررررررررررم براش سومم خيلي اون لباس سفيده كه ديشب تنته خوشگلههه يعني تو خوشگلي حالا بگو بهم بگم ماشالله جون براي بهارت بخند كه عاشق چال رفتن لپاته اخي نازم دلم برات تنگ شده ميدونستي تا 2 سر كلاسم آن ميشم شايد بياي بوس بوس من خوابيدما سر گيجه هم ندارم حالم خيلي خوبه همش بخاطر اينكه تو روم معجزه ميكني بابكم ميدوني عاشقتم ميدوني دوست دارم ميدوني دلم برات ضعف ميره ميدوني دلم برات تنگه ميدوني نازمي ميدوني عشقمي ميدوني برات نفس ميكشم ميدوني ميمیرم براي صداي نازت كه بهم زنگ ميزني ميگي سلام عزيزم واي خدا چقدر من بابكمو دوست دارم بابكم بهار داره ميميره براتا انقدر دوست داره عشقم دوست دارم ديونتم اخ كاش بودي الان محكم بغلت ميكردم بوست ميكردم ميپرستمت قربونت برم آه از عذاب اين حس: كه وجودم عذاب اور است قسمتم كه شد حذف خويشتن روي هيچ شاخه اي ارام نگرفتم جز لانه تو كه انهم جز در رويا شدني نيست دلم داس ميخواهد تا ريشه اضافيم به اميد در باورم نرويد هيچكس نميداند چقدر سخت است كه حتي قرارت پيش قرارت... آه قلب من ارام گير كه اين چشمها چقدر باريد چقدر ناله كرد چقدر نفرين كرد خويش را كه بودنش براي همه جز رنج چيزي نيست خدايا حاصل افريدن من چه بود كه اينگونه از خويشتن سر خورده ام اين بغض هم در پس اين الفاظ جاري ميشود و من به شرمساري از بودنم هيچ نخواهم داشت كه گفت كه اين وجود اضافي را كي ميبري خدا مني كه تكيه ندادم جز به رحمت تو در سخترين و دردناكترين حالتم نه پدر نه مادر نه هيچ نسبت خوني ... وقتي قرار باشد پشتم خالي بماند... نه من هيچ نميخواهم حتي اميدي به فردا دوست ميدارم بي چشم داشت و ميدانم چقدر تحمل كردنم دشوار است آه خدايا ميدانم كه حتي جايي درين خاك نيز نخواهم داشت بابكم ببخش كه فراموشم شد مرسي كه ياد اوري كردي منو ببخش كه بخاطر خوبيهات يادم ميره چطور خودمو تحميل كردم بهت با اينحال تو بازم منو ميپذيري منو ببخش من حالم خيلي بده خيلي بد خيلي بد نفسم به نفس توست عشق من دلم رو نشكن ديونه چشات منم ارزوي منه بودن با تو ♪♪♪ من ديونه چشماي تو ، تو تويي همه دنياي من ، كاش بموني تا هميشه پيشم، تو بهونمي براي بودن، با تو اخه ديگه غمي ندارم ، اخه دوست دارم ، اخه تو رو ميخوام عشق من دلم رو نشكن، نگيري از دلم نگاتو ارزوشه بمونه با تو، ديونه چشات منم ، ارزومه بودن با تو ، نبينمت دلم ميگيره، بيا دلم اروم بگيره، هر جا ميرم تو رو ميبينم، تو نباشي دلم ميميره، ديونه چشات منم ارزومه بودن با تو عشق من دلم رو نشكن... دستهاي دلتنگي دامان مرا رها نميكند قلبم فشرده ميشود و من تنها با صداي تيك تاك خو ميكنم وقتي تمام بودنم ياد است ميشود تكرار لحظه ها در نام تو و نياز بودنت از نفس كشيدن ضروري تر است ميسوزم ازين دوري اتش ميگيرم چون ققنوس و روزي ميان اين شعله ها يادي ميماند بي من بي هيچ بالي براي پرواز ميماند نام نام تو و روي هر كوي و برزن مينويسند حسرت چشمهايم خشك ميشود در انتظار كه روزي به اميد امدنت نشست گريست و كور شد لبهايم ترك برميدارد در انتظار كه روزي به اميد بوسه ات تر شد مست شد و مرد دستهايم يخ ميزند در انتظار كه روزي در گرمي دستهايت عاشقي كرد لمس كرد و جان باخت من در پاييز بهاري شدم يك روزه و هر روز خزان دوري زرد ميكند مرا خدايا تو بهتر از هر كس ميداني دوستش ميدارم بنيم سنه احتياجم وار... ميبوسمت من دردامو توي خودم ميريزم حداقل اينطوري ديگه فقط درداي منه شايدم اين بيتابيا فقط مال منه تو هم كه ميگي هر چي صبورتر باشم بهم نزديكتر ميشي پس بهتره دردامو بريزم توي خودم حداقل اينطوري ازم دور نميشي خدايا كي منو... كوچه هاي بي عبور كنار رنگين كمان ياد توكه درين خاكستري مبرم زنداني ِ ديوارِ خوش اهنگِ الفاظِ بي زبان و هارموني قلب تو با من ميان ِ حاشيه هاي تلخ ِ خودكامه گان منگنه ميشوم به تازيانه تقدير و از دريچه چشمهايم رها ميشوم با اين دستهاي خاكي بسته به زنجير تعلقات تا ميان خوف و رجاي انچه نميدانم طواف كنم اكنون در اين مغاك ِ غم اندودِ شب به شب و شعرهاي ناسروده روي لبهاي بي سرود خاك ميخورند!!! ظهور ميكند روليفهاي خيس عشق روي گونه... اونم درست جلو چشم استاددددددددددد!!!!!!!!!!!!!!!!!! تو با فونت بزرگ نوشتي : آهاي همه بدونين من عاشق بهارم همه ديدنننننن يوهاااااا ههههههههه واااااااااااااااااييييييييييييييييييييييييييييييييييييي بابكممممممممممممممممممم ههههههههه دوست دارم بپرم بغلت محكممممممم بوست كنممممممم نفسممممم بوووووووووس عاشششششقتمممممممم شيطون خودميييييي فداي لپاتتتتت وقتي ما رنجور ميشويم همه جا متروكه ميشود حتي اينجا!!! چه برسد به ميعادگاهمان كه دو شب رفتم براي چند لحظه و جاي خالي تو مرا كشت!!! وقتي انقدر درد به سراغمان ميايد كه ناي برخاستن از تخت نداريم حوصله تبمان نيز سر ميرود !!! بعد ديگر از فرط افتادن روي اين تخت خيس تنفر برانگيز انداممان درد ميگيرد!!! ميان تمام هزيانهاي به كابوس پيوسته يك روياي شيرين ،يك حسرت ديرين، يك نياز مبرم ميماند و آن تويي... تو عشق من كه نامت در وجودم تكرار ميشود بابكم تو در چه حالي فقط بگو بگو... ♪♪♪ ♥ تو كه جون مني عمر مني كويرمو انگار كه بارون مني ♪♪♪ ♥ تو درمون دل ديونمي مرهمو ارامش اين روحو تني ♪♪♪ ♥ هركه هستي هرچه هستي تو تموم عشقي ديده ي گريون مني ♪♪♪ ♥ خوش نشستي خوش نشستي توي قلبم تويي كه مرهمو درمون مني چشمهاي بي حالت و لرز اندام قرار است بي هم درد نكشيم ! جايي براي در اغوش كشيدن من بگذاري براي جان دادنم وقتي اشكهايم را فرشته هاي خدا ميبينند و دم برنمياورند و اغوش تو ارامش محض كاش ميشد در ارامش جان بسپارم دستهاي تو كجاست تا مرا ازين هراس برهاند من به اندازه تنهايي تو غمگينم شرم كه نكند دنيا سهم من ميشود اشك ميشود دق مرگ شدن در هر ثانيه ولي انچه تو برايم ميخواهي نميشود خوب من نه سعادتي نه سلامتي نه... من دردهايم را به برهنگي كلامم بخشيدم تا تمام بي پناهيم را در برابر "حقي كه گفتي" ببيني دوام نمياورم بي تو نواي محزون قلب من پراكندگي اين الفاظ كنار باران ديدگانم خون دلم خدااا تو كه ميداني باز حرفهاي تو بامن در من تكرار ميشود: - بهارم ميدوني داري يادگاريهامو جمع ميكني... - امید وارم یاد من همیشه خوب تو ذهنت بمونه تا ابد... - باید برام زندگی کنی. . . - بهارم قول بده مواظب خو دت باشی ؟ -... خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نميدانم از جنس كدام خاك بودم كه هيچكجا جايي ندارم

من ميسوزم

سكوتي لبريز
تهي از اصوات...!!!
ريتم زنده ماندن كه ياد باشد
...
نقش ِ شعرهايم رنگ انتظار گرفت
![]()

يادت باشد كنار ثانيه هاي تبدار وهم خيز
تو به اندازه غمهاي دلم تنهايي
| Design By : Night Skin |



